آغاز ماه هشتم و خريد سيسموني

سلام به دختر نازم و دوستاي گلم.49.gif
يه هفته اي نبودم. هفته پيش، 2 روز اولشو به مناسبت اومدن مامانم اينا و خريد سيسموني مرخصي گرفتم. 3 روز بعدش هم به علت عوارض خريد سيسموني! استراحت پزشكي داشتم.02.gif  كه حالا مفصل توضيح مي دم.
اما اول از سيسموني دختركم بگم كه خدا رو شكر بالاخره تونستيم عمده وسايلشو بخريم.06.gif ديگه فقط يه سري خورده ريز مونده تا تكميل بشه.چيزايي كه خريديم به طور خلاصه شامل: تخت(از نوع نوزاد-نوجوان)، سرويس كالسكه( كه البته من بعضي چيزاشو مثل صندلي ماشين و كرير نگرفتم)، سرويس خواب، وسايل بهداشتي و حموم، لباس در سايزهاي مختلف، و بقيه خورده ريزا بود.36.gif
خلاصه كه خيالم راحت شد. اين مدت همش دلشوره داشتم كه هنوز هيچ خريد مهمي انجام نداديم  و نگران بودم مبادا وقت كم بياريم. اما به لطف مامان و باباي مهربونم و طي يك عمليات تقريباً شبانه روزي! بالاخره اين مهم به انجام رسيد.18.gif كه البته تبعاتش تا چند روز باهام بود! آخه از اونجايي كه چند روز و در دو شيفت صبح و عصر، مغازه ها و پاساژا رو گز كردم و تقريباً همشو سر پا بودم، چنان كمر درد و استخون دردي گرفتم كه تكون نمي تونستم بخورم.دور از جون همتون تمام مفاصلم تير مي كشيد و موقع نشست و برخاست استخونام قرچ قروچ صدا مي داد.40.gif به خدا من آدم نازك نارنجيي نيستم، ولي بس كه دردم زياد بود مجبور شدم برم دكتر و اونم چند روز استراحت برام نوشت. الان شكر خدا خيلي بهترم و از اون درداي كشنده خبري نيست.01.gif
**************************************************************

اما از دخمركم بگم كه همچنان مشغول حركات مارپيچ و قر و اطوار اومدن واسه مامان و باباشه.21.gif روزي چند بار هم با سكسكه هاش من و بابايي رو به خنده ميندازه.24.gif ديگه حسابي واسه ديدنش بي تاب شديم. دوتايي همچين مي شينيم تكونهاشو نگاه مي كنيم و قربون صدقش مي ريم كه آب از لب و لوچمون سرازير مي شه.31.gif
**************************************************************

بالاخره ماه هفتم رو هم تموم كرديم و چند روزه كه وارد ماه هشتم سفرمون شديم.شكمم كم كم داره بزرگتر مي شه، اما وزنم همچنان مورچه وار بالا مي ره. يادمه اون اولا وقتي وبلاگي رو مي خوندم كه شمارشگرش هفته هاي بالاي 30 رو نشون مي داد، با خودم مي گفتم خوش به حالش، ديگه چيزي نمونده.31.gif اصلاً باورم نمي شد كه منم يه روز به اين عدد برسم. اما حالا به لطف خدا دارم هفته 32 رو تموم مي كنم. 06.gif
اون اولا زمان خيلي كند مي گذشت. جونم بالا مي اومد تا يه هفته بگذره. وجود انواع و اقسام استرس ها و نگراني ها هم قوز بالا قوز شده بود و گذشت زمان رو سختتر و كندتر مي كرد.14.gif اما حالا روزا و هفته ها اونقدر سريع مي گذره كه گاهي حسابش از دستم در مي ره. از لحاظ روحي هم خيلي آرومتر و شادابتر شدم.05.gif يعني در واقع خودم سعي مي كنم كمتر به مشكلات فكر كنم و آرامشمو در همه حال حفظ كنم. چند وقتي هم هست كه دوباره به مطالعه رو آوردم.26.gif البته من اصولاً هميشه خوره كتاب بوده و هستم. اما تصميم دارم تو اين مدت باقي مونده تا زايمانم  فقط كتابهاي جالب و سرگرم كننده اي كه قبلاً خوندم رو دوباره خوني كنم، تا روحيه خودم و دخمركم حسابي حفظ بشه و هردو شاداب و پرانرژي اين يكي دو ماه آخر رو طي كنيم. ايشالله.36.gif
**************************************************************

حالا چند كلام هم با دختر نازنينم!
گل قشنگ مامان! به ماهها و هفته هاي حساسي از سفرمون رسيديم. حالا وقتيه كه بايد حسابي وزن بگيري و چاق و چله بشي. دلم مي خواد دختر خوبي باشي و هر چي كه بدن كوچولوت نياز داره از ماماني بگيري. 08.gifهر چقدرم دوست داري شيطوني كن، اما يه وقت سراغ بند ناف نري ها.42.gif ماماني هم قول مي ده مواظب خودش و تو باشه و بيشتر به استراحت و تغذيش اهميت بده.11.gif خوب عسلم ديگه حرفي نمي مونه، جز يه عالمه بوس از طرف من و بابايي كه دلش واسه ديدن دخمركش يه ذره شده:11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif...

/ 42 نظر / 73 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هديه مامان عسل

سلام نيلوفر جون. ديدی بالاخره به ماه هشت هم رسيديد! ايشالاه به سلامتی اين روزها رو طی کنيد. خيلی خيلی مراقب خودت و تاراگوگولی باش که توی ماه حساسی قرار گرفتيد.. استراحتت رو بيشتر کن. قدر اين روزهای بارداریت رو بدون. ممنون که در تمام روزهای زایمانم و به دنيا اومدن عسل ما رو تنها نذاشتی. از خوندن کامنتها خوشحال می شديم.

فرناز

سلام عزیزم خوبی؟ از خوندن وبلاگت لذت بردم ، خاطرات زیبایی داری. من و علی هم زندگی عاشقانه ای داریم و در انتظار یه فرشته از آسمونیم تا خوشبختی مون تکمیل بشه. به من هم سر بزن.

فرناز

سلام عزیزم خوبی؟ از خوندن وبلاگت لذت بردم ، خاطرات زیبایی داری. من و علی هم زندگی عاشقانه ای داریم و در انتظار یه فرشته از آسمونیم تا خوشبختی مون تکمیل بشه. به من هم سر بزن.

فرناز

سلام عزیزم خوبی؟ از خوندن وبلاگت لذت بردم ، خاطرات زیبایی داری. من و علی هم زندگی عاشقانه ای داریم و در انتظار یه فرشته از آسمونیم تا خوشبختی مون تکمیل بشه. به من هم سر بزن.

فرناز

وای چی شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/[خجالت] 3 بار فرستادم[نگران] __#######______######### _##______##_____# #______## ##_________##_##_________## # #___________#____________## ##__________ _#____________## ##________(* " " *)_________## _##_______( ='o'= )________## ___##____ -(,,)-(,,)-_______## ____##______________## _______##_________## __________##____ ## _____________### ______________# عجولم دیگه ببخشید[خجالت]

فرناز

عکس سیسمونی رو حتما برامون بذار. خبرم کنی هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا [ماچ]

نا معلوم

لطف کن عکسشم بزار