عکس

سلام.

امروز نوشتنم نمیاد. گفتم چند تا عکس واستون بذارم. ایشالله به زودی با انرژی تازه برمی گردم.

 

این دوتا عکس مال جشن تولد تاراست. و جزء معدود عکسهاییه که تارا قیافش گریان نیست. اونم به این دلیل که قبل از اومدن مهمونها ازش گرفتم:

مشغول شبیخون زدن به پفکها:

 

دختر خندون مامان:

 

 

 

پی نوشت: دوستان عزیزی که راجع به پرستار تارا پرسیده بودید: خدا رو شکر پرستارش دختر خوبیه و تا اینجا که خیلی خوب باهم کنار اومدن و مشکلی وجود نداره. دعا کنید بعداً هم مشکلی پیش نیاد. مرسی از دلسوزی و نگرانیتون.ماچ

پی نوشت 2: کمککککککککککککک!!!! تو رو خدا یکی یه مارک پمپرز خوب(ترجیحاً ایرانی) بهم معرفی کنه. من واسه تارا تا حالا مای بیبی متوسط استفاده می کردم. اما تولیدات سال جدید مای بیبی(مدلهای قدیمیش، نه این جدیدا) کیفیتشون خیلی بده. یه روزه پای بچم رو حسابی سوزونده. دوستم هم همین مشکل واسه بچش پیش اومده. از اون مدلهای جدیدش هم تو بازار متوسطش پیدا نمی شه. موندم چیکار کنم. خلاصه که هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.قلبماچ

پی نوشت 3: کارم تو اداره این یکی دو هفته خیلی زیاد شده. یه پروژه هست که باید تا اول شهریور تحویل بدم. سوم شهریور هم به امید خدا راهی مشهد هستیم(بعد از دوسال). سعی می کنم تا قبل از رفتن به مشهد یه پست بذارم. برام دعا کنید کارام به موقع انجام بشه. حسابی استرسشو دارم.

پی نوشت۴:فردا به امید خدا عازم مشهد هستیم. دلم می خواست قبل از رفتن یه پست بذارم٬ ولی تا همین امروز درگیر تحویل دادن پروژه کاریم بودم. این روزها درست مثل یک دونده ماراتن دائم در حال دویدنم. این پروژه هم که تو این هیر و ویر دم رفتن شده بود بلای جونم.کلافه ولی بالاخره تموم شد. آخیشششششششش.اوه دلم واسه تک تکتون تنگ شده. یه هفتست فرصت نکردم به وبلاگهاتون سر بزنم. دوستون دارم.قلب قول می دم به محض برگشتن یه پست مفصل بنویسم. برامون دعا کنید سفر خوبی داشته باشیم. منم اونجا نایب الزیاره (درست نوشتم؟متفکر) همتون هستم. می بوسمتون.ماچ فعلاْبای بای

/ 40 نظر / 103 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هدیه مامان عسل

سلام نیلوفر جان. با کلی تأخیر و شرمندگی تولد تارای گلم مبارک. سفر خوبی داشته باشید. به امام رضا از طرف من و عسل بگو: آقا الوعده وفا! زیارت قبول

مامان نازگل

ما منتظر دیدن عکسای مشهدیم بدو بیاااااااااااا[قلب]

نندی

گل سرخ وسپیدم کی می آیی؟!

آیلا

با اجازه نندی جون بنفشه برگ بیدم کی مییایی؟؟؟

نارتيتي

امیدوارم بهتون خوش بگذره!خیلی خیلی زیاد1تارا جون خیلی خوشکله![ماچ]ببوسش دوستون دارم!

ونوشه مامان سارا

سلام مامانی منم همین مشکل رو برای مای بی بی سارا دارم تمام محله خودم و همه جا رو گشتم هر چی قدیمی بوده خریدم اگه به نتیجه رسیدی به من هم خبر بده . دختر گلت رو ببوس حسابی [ماچ][ماچ]

الهام مامان تارا

سلام نیلوفر جان امیدوارم خوش گذشته باشد. تجربه به من نشون داد که مهم ترین علت سوختن پای بچه موندن (ببخشید) مدفوع رو پای بچه است. بعد از هر بار مدفوع پاهاش با پنبه خیس کاملا تمیز کنید تا پاش نسوزه. بقایای مدفوع با ادرار ترکیب شده و ماده سوزانندهای ایجاد میشه که باعث سوزش پای لطیف کودک میشه.پای تارای من در کل دوره پوشک بستن دو بار سوخت که هر دو بارش هم خودم تمیزش نکرده بودم. امیدوارم مفید باشه.ضمنا سعی کنید بلافاصله بعد از دفع عوضش کنید. تاراتون هم داره روز ه روز قشنگ تر میشه.بزنم به تخته

پارمیدا

سلام. چه تارای نازی.خدا حفظش کنه. راستش نمیدونم از کجا اومدم اینجا؟؟؟؟[چشمک][لبخند] چند تا از پست هات رو برای اینکه باهات بیشتر آشنا شم خوندم.[لبخند] به دخترت پفک نده بخوره. میدونم که بچه وقتی یه چیزی بخواد بیچاره میکنه آدم رو اما چیپس و پف فیل باز بهتر از پفکه. تا 2 سال نده.[قلب] درباره پوشک هم فقط میگم جوی فول. پارمیدا تو 1 سالگی پاهاش در حدی سوخت که من بردمش دکتر پوست گفت 10 روز باز نگهش میداری مطلقا هم نمی بندی!!![تعجب] منم 10 روز مرخصی گرفتم و موندم خونه!!![نیشخند] بعد از اون فقط جوی فول استفاده کردم. نرم و راحت. الانم که ان شاالله خدا قبول کنه کم کم داره سعی میکنه از جیش تو شلوار و پوشک دست برداره و بره دشور!!(به قول خودش!!)[قلب] خوش باشین.[قلب]

گلی خانم

هزار ماشالله به این دختر گل ...من از اول هم مبارک استفاده کردم و مشکلی نداشتم ولی مای بیبی علاوه بر مشکلی که برای شما پیش اومده پس هم می ده ....ولی مبارک هم سایزش خیلی خوبه هم جذبش و هم نرمه