تجربه هاي جديد

وروجك شيطونم سلام!
لابد با خودت مي گي چقدر اين ماماني بي وفا شده كه ديگه نمياد تو وبلاگم باهام حرفهاي خوشگل و عشقولونه بزنه.ولي باور كن عسلم من بي وفا نيستم.12.gif هر روز تصميم مي گيرم بيام اينجا حرفهاي تازه بزنم، اما يا فرصت نمي شه يا همه مطالبم پاك مي شه.02.gif
خلاصه كه دلم حسابي واست تنگيده. آخ كه هر بار تكون كوچولوتو حس مي كنم با خودم مي گم كي مي شه بتونم بغلت كنم و بچلونمت.31.gif11.gif
جالبه شنيده بودم كه از هفته 19 يا 20 بايد منتظر تكونهات باشم. به خصوص كه بارداري اولم هست. اما من تقريباً اولين ضربه تو رو (گرچه خيلي آروم بود) اواسط هفته 17 احساس كردم. البته اولش مطمئن نبودم كه اين همون چيزيه كه بي صبرانه منتظرش بودم. اما وقتي به مرور تعداد و مدت اين ضربه ها بيشتر شد متوجه شدم كه احساسم بهم دروغ نگفته و كوچولوي نازنين من بالاخره با مامانيش ارتباط برقرار كرده. و حالا من هر روز منتظر مي مونم تا تو با حركتها و ضربه هاي آرومت سلامتيتو بهم اعلام كني و منم كلي قربون صدقت برم.36.gif11.gif06.gif
راستي چند روز پيش (اوايل هفته نوزدهم) يه ارتباط خيلي شيرين و ناب ديگه رو هم تجربه كردم. اون روز از صبح كلي دوندگي كرده بودم و وقتي رسيدم خونه از شدت خستگي و كمر درد ناي نشستن نداشتم. واسه همين دراز كشيدم تا كمي استراحت كنم. يه دفعه احساس كردم زير دلم سفت شد و به اصطلاح گرفت. به شكمم دست كشيدم ببينم مشكل چيه كه ييهو ( به قول آقاي بردبار) يه برجستگي قلمبه به اندازه كف دست رو لمس كردم.نمي دوني چه حالي شدم. نفهميدم تو نازنينم كجاتو قلمبه كرده بودي كه اين طور واضح لمس مي شد. ولي هر چي كه بود اين اولين ارتباط فيزيكي من و تو باهم بود و منو حسابي غرق در لذت مادرانه كرد. دلم مي خواست مي تونستم اونقدر فشارت بدم كه جيغت در بياد.04.gif اما به جاش يواش يواش نازت كردم تا كم كم آروم شدي و قلمبگي برطرف شد.خلاصه كه جاي بابايي حسابي خالي بود. منم نامردي نكردم و همه ماجرا رو با چنان آب و تابي واسش تعريف كردم كه طفلك كلي حسرت به دل شد كه اون موقع خونه نبوده.17.gif31.gif
ني ني نازم! مثل اينكه خدا رو شكر داريم به قسمتهاي شيرين و دلچسب سفرمون مي رسيم.ديگه از حالت تهوع و ويارهاي آزاردهنده خبري نيست و حالم خيلي بهتر از قبل شده. تكونها و قر و غمزه هاي تو هم كه ديگه دلي واسه من نذاشته.خلاصه كه بخورمت الهي.
راستي عسلكم! اين روزها من و بابايي در به در دنبال وام گرفتن و عوض كردن خونه و اينجور كارهاييم. ازت مي خوام همچنان ني ني گلي باشي و دوندگي هاي مامان رو تحمل كني تا اين روزها هم بگذاره. يه خواهش ديگه هم دارم. اگه مي شه برامون دعا كن كه مشكلاتمون زودتر حل شه. مي دونم كه دل كوچيك و مهربون تو پيش خدا اعتبارش بيشتر از ماست.49.gif
خب كوچولوي من! واسه امروز ديگه كافيه. بقيه حرفها بمونه تا بعد.
اينم جايزه شيطونيات از طرف من و بابايي:11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif

/ 20 نظر / 52 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيلوفر

نگين جون ممنون كه به وبلاگ ني ني من اومدي. سعي كردم بيام وبلاگت، اما فيلتر شده بود. به هر حال از آشناييت خوشحال شدم. ايشالله ني ني ناز و سالمي به دنيا بياري. بازم بهمون سر بزن.مرسي.

مامان پرهام

نيلوفر عزيزم سلام، اميدوارم هميشه پر انرژی و شاداب باشی. لحظه های نابی را تجربه ميکنی که هر روزش برات کلی خاطره است مخصوصا تکان خوردن های ماهای آخر که به هر عملت عکس العملی از خودش نشان ميده و تو را سرشار از انژری می کنه خوب استراحت کن تا نی نی کوچولوت حسابی رشد کنه و مواظب خودت باش

مامان پرهام

نيلوفر جان ممنون که به من و پسرم سرزدی. من لينک شما را تو وبلاگ پسرم گذاشتم . اگر دوست داشتی شما هم اين کار را انجام بده . مرسی عزيزم حسابی مراقب خودت باش

زهرامامان ريحانه

سلام نیلوفر جان خوشحالم که با یه مامان مهربون دیگه اشنا شدم اولین تکونای نی نی همیشه شیرینه

mommy

سلام مامان خانومی.من امروز وبلاگ شما رو پيدا کردم يه چیز جالب اين وسط اينه که ما و شما همسفريم من فردا ۲۰ هفته ام کامل میشه و جالبتر اينکه من هم بچه اولم رو باردارم و در هفته ۱۷ بارداری اولين تکونهای عسلم رو حس کردم.چقدر تفاهم نه؟!!! فقط يه چيز ديگه اگه عين هم باشه که ديگه کامل ميشه ني نی کوچولوی من پسره ولی انگار واسه شما هنوز مشخص نشده . براتون آرزوی سلامتی ميکنم و اميدوارم که هر دوتامون بچه های سالمی رو بدنيا بياريم.

نيلوفر

سلام مامان گلي كه با من همسفري. مرسي كه به وبلاگ ما اومدي. از آشنايي با شما خيلي خوشحالم. اينكه من و شما تو يه نقطه از سفرمون هستيم مي تونه كمك كنه تا از تجربيات هم استفاده كنيم. فقط حيف كه آدرس وبلاگي نداشتي كه بتونم بهت سر بزنم. خوشحال مي شم بازم به من سر بزني و اينبار آدرسي از خودت بدي.

mommy

سلام نيلوفر جون. متاسفانه من وبلاگ ندارم ولی سعی ميکنم مرتب به وبلاگت سر بزنم و برات پيام بذارم تا از وضعيت هم با خبر باشيم. مواظب خودت و ني نی کوچولوت باش

مامان پرهام

نيلوفر عزيزم سلام. از دنيای ناشناخته درونت چه خبر؟ دلبندت در چه حاله ؟ حسابی کاراته بازی ميکنه يا نه؟ لينک وبلاگت را تو وبلاگ پرهام گذاشتم . روزهای پرخاطره و شادی داشته باشي مامانی مهربون.

سارا

نيلوفر جون سلام . خاطرات شيرينت از هفته ۱۷ بارداريت اشک در چشمانم جمع کرد . حرفهای قشنگت حرف تمام مادرهايی است که در شرايط تو بسر می برند . با آرزوی موفقيت برای تمام مادرهايی که در انتظار ديدن کوچولوی قشنگشان بسر می برند . موفق باشی عزيزم.