هفته آخر كار

سلام به دختر گلم و همه دوستاي نازنين و مهربونم.49.gif
مي دونم كه با كلي تاخير اومدم. شرمنده گل روي همگي. از همه دوستاني كه بهم لطف داشتن و نگرانم شده بودند، هم ممنونم و هم عذر خواهي مي كنم.08.gif11.gif
راستش اين مدت يه خورده سرم شلوغ بود. درگير كاراي پروژم بودم. اما خدا رو شكر بالاخره تموم شد و نصب و راه اندازيش هم به انجام رسيد. هفته پيش هم چهارشنبه رو مرخصي گرفتم و رفتم شهرستان پيش مامانم اينا، تا هم يه خورده استراحت و تقويت كنم، هم خورده كارا و خريدهايي كه داشتم رو انجام بدم.
اين هفته، آخرين هفته ايه كه ميام سر كار و از هفته ديگه به اميد خدا ميرم مرخصي زايمان.البته قرار بود زودتر برم اما به دلايلي اين هفته رو هم مجبور شدم بيام اداره.خلاصه كه اين روزاي آخر كاري، حسابي خوش خوشانمه.36.gif
****************************************************************

اما از احوال خودم و دخمري بگم كه تا چند روز ديگه ماه هشتم سفر رو به پايان مي رسونيم و وارد ماه نهم و در واقع آخرين و حساس ترين ماه سفر مي شيم. شكمم به نظر خودم ديگه حسابي بزرگ شده اما وزنم هنوز كم كم بالا مي ره. اشتهام بد نيست(هر چند هيچ شباهتي به اشتهاي يه زن باردار نداره!) اما خيلي زود سير مي شم.34.gif خدا رو شكر از ورم و پف و اين جور چيزا هم خبري نيست.اين روزا عطشم زياد شده و دلم فقط مايعات، اونم سرد و شيرينشو مي خواد. خوراكم شده آب ميوه و شربت و آب هندونه و آب طالبي و اين جور چيزا. با اين حال بيشتر وقتا فشارم پايينه و ضعف دارم.40.gif هفته پيش كه شهرستان بودم رفتم پيش خالم كه ماماست. اونم يه خورده معاينه كرد و آخرش با خنده گفت: واي چه ني ني كوچولويي. خيلي جثش ريزه كه! 02.gifبعد هم واسه اينكه من خيلي نااميد نشم گفت: البته عيب نداره. اصل وزن گيري بچه تو ماه آخره. و آخرشم كلي توصيه هاي ايمني كه به خودت برس و پروتئين بيشتري مصرف كن. البته اينو هم بگم كه خالم معتقده وزن بالاي نوزاد در موقع تولد، تاثير چنداني در سلامتي بيشتر نوزاد نداره. چون نوزاد با هر وزني كه متولد بشه، بعد از تولد خيلي زود مي تونه از طريق شير مادر كمبود احتمالي وزنشو جبران كنه. و مشكلي پيش نمي ياد.
****************************************************************

اين چند روز داشتم به خودم و تغييراتي كه اين مدت در وجودم ايجاد شده فكر مي كردم. منظورم البته بيشتر تغييرات روحيه، نه جسمي. داشتم به اين فكر مي كردم كه از وقتي فهميدم دارم مادر مي شم، انگار يه من ديگه در وجودم متولد شده كه با مني كه قبلاً مي شناختم خيلي تفاوتها داره. و مطمئناً همزمان با بسته شدن نطفه تارا كوچولو، اين شخصيت جديد هم با همه خصوصياتش تو دلم جوونه زده و داره روز به روز كاملتر و بالنده تر مي شه. شخصيتي كه به مراتب خيلي صبورتر، پخته تر و كاملتر از نيلوفر قبليه. هيچ دقت كرديد همه ما از روزي كه مادر مي شيم چقدر احساساتمون قوي تر و لطيف تر مي شه؟39.gif هيچ تا بحال به حس فداكاري و ايثاري كه ثمره مادر بودنه فكر كرديد؟ و يا شده به اين فكر كنيد كه اگه اين همه احساسات ناب و قوي در وجود مادر نبود سرنوشت دنيا و آدمهاش چي مي شد؟ مطمئنم كه همه ما گاهي به عمق احساساتمون  و قدرتي كه عشق مادرانه بهمون داده فكر مي كنيم. من خودم قبل از مادر شدن آدم نسبتاً مغرور و توداري بودم. احساسمو كمتر به زبون مي آوردم و حتي در مقابل عزيزترين كسانم از ابراز احساسات عاجز بودم. اما حالا حس مي كنم يه دنيا عشق و احساس تو قلبم جمع شده كه اگه بروزشون ندم، دلم مي تركه. درست مثل يه انرژي پتانسيل خيلي قوي كه هر لحظه منتظر فورانه.اين روزا با هر تكون تارا آنچنان لبريز از عشق مي شم كه نفسم بند مياد. دلم مي خواد زودتر به دنيا بياد تا بتونم اين همه احساس قلمبه شده! رو به پاش بريزم.06.gif اصلاً انگار علاقه و وابستگيم به همه اطرافيانم بيشتر شده.دوست دارم به همشون بگم كه چقدر دوستشون دارم و برام مهم هستند.11.gif اين وسط همسر جونم كلي به نفعش شده، چون فعلاً همه اين عشق و احساسات خرج اون مي شه!03.gif09.gif
اما از شوخي گذشته فكر مي كنم حتي دليل ايجاد يه همچين وبلاگي هم نشات گرفته از همون عشق و احساس مادرانه باشه. همه ما مي دونيم كه بچه ها موقع تولد كم و بيش شبيه هم هستند و در روزها و ماههاي اول زندگي هم خصوصياتشون، نحوه رشدشون و عكس العملهاشون نسبت به اطرافيان تقريباً يكسانه. پس چرا همه مادرا فكر مي كنند كه بچه خودشون با بقيه متفاوته؟ چرا همون رفتارها و خصوصياتي كه شايد به نظر بقيه تكراري و يكسان  بياد، براي هر مادري حكم يه معجزه و اتفاق منحصر به فرد رو داره؟ و چرا اگه تو اينترنت سرچ كنيم يه عالمه وبلاگ پيدا مي كنيم كه مطالب همشون در مورد همون رفتارهاي تكراري و عاديه؟ و چرا ما بازم دوست داريم كه اين مطالب تكراري رو بخونيم و لذت ببريم و با احساسات پرشور اون مادر همراه بشيم؟ يا اصلاً چرا خودمون يه همچين وبلاگي ايجاد مي كنيم؟ مي دونم كه همه مي گن دليلشون از ايجاد وبلاگ، ثبت خاطرات فرزندشون براي وقتيه كه بزرگ بشه، اما اينكار رو تو يه دفتر خاطرات معمولي هم ميشه انجام داد. شما رو نمي دونم، اما من شايد مهمترين انگيزم از نوشتن خاطراتم در اين وبلاگ(و نه در دفتر خاطرات) اين بود كه احساسات ناب و شيرين و بي نظيري رو كه دارم تجربه مي كنم، با كساني كه دركش مي كنند به اشتراك بذارم. و چقدر لذت مي برم از اينكه مي بينم دوستاني دارم كه دركم مي كنند و احساسمو مي فهمند08.gif و چقدر بيشتر لذت مي برم وقتي احساسات مشابهشون رو در وبلاگهاي خودشون مي خونم و باهاشون در لحظه لحظه خاطراتشون همراه مي شم. 31.gif
اصلاً نمي دونم چرا اين بحثو پيش كشيدم و يا چه نتيجه اي مي خوام بگيرم.اما مي دونم همش حرفهاي دلم بود كه بايد مي گفتمشون. 34.gif
خلاصه كه اين همه آسمون رو به ريسمون بافتم كه بگم خيلي دوستون دارم و خوشحالم از اينكه اين وبلاگ باعث شد تو اين دوران شيرين تنها نباشم و دوستان نازنيني رو كنارم داشته باشم كه همه جا همراهيم كنند و از تجربيات مفيدشون  بهره مند بشم. از همتون يه دنيا ممنونم.11.gif11.gif11.gif
همونطور كه گفتم از چند روز ديگه مي رم مرخصي. سعي مي كنم از تو خونه مرتب آپ كنم، اما از اون جايي كه دكتر نوع زايمان منو طبيعي تعيين كرده، دقيقاً معلوم نيست كي فارغ مي شم و تارا كوچولو كي به دنيا مي ياد. پس در همين فرصت از همه شما دوستاي گلم مي خوام كه براي من و تارا حسابي دعا كنيد. بازم ممنون و يه عالمه بوس براي شما دوستاي خوبم.11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif
****************************************************************

و اما نوبتي هم كه باشه نوبت حرفهاي عشقولونه ماماني و دختريه!
تاراي گلم! عزيز دل مامان!
خودت حتماً اين روزا به قدر كافي شاهد قربون صدقه رفتنهاي من و بابايي هستي.08.gif شايد لازم نباشه دوباره تاكيد كنم كه چقدر دوست داريم و تا چه حد دلتنگ ديدارت هستيم. اما بازم مي گم عزيزكم، اينجا يه دنيا عشق و احساس منتظره تا به پاي تو ريخته بشه.06.gif نه تنها من و بابايي، بلكه تمام خونواده منتظرن تا تو عروسكم قدم رنجه كني و پاتو رو چشماي ما بذاري.01.gif اميدوارم اين روزاي آخر انتظار هم هر چه زودتر بگذره و چشمم به ديدارت روشن شه.منتظرت هستيم و مي بوسيمت يه عالمه:11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif11.gif...

/ 33 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنين

ما منتظر اعلام خبر اومدن تاراي نازنين هستيم اولين سال مادر شدنت مبارك . روزت مبارك باشه

هديه

نيلوفر جون سلام، نی‌نی اومده يا نه حتما اومده که خبری ازت نيست. روزتم مبارک باشه

نيلوفر

سلام نيلوفر عزيز.چظروی خانومی؟تارا کوچولو در چه حاله؟هنوز تو شيکم مامانيشه يا بدنيا اوومده؟ايشالله زايمان راحتی داشته باشی عزيزم

فرناز

سلام سلام. روزت مبارک مامانی نی نی اومد يا نه؟

هديه

سلام مامان نيلوفر روزت مبارک

ريحانه

سلام نيلوفر جونم!!! روزت مبارک باشه. نميدونم که دخمل گلت به دنيا اومده يا نه. ولی اميدوارم در هر حالی که هستین دو تایی شاد و سلامت باشين.. راستی ميدونی که خيلی با کلاسی. چون امسال همه دارن پسر دار ميشن. دختر کميابه. اونم یه خوشگلش مثل دخمل تو